ه‍.ش. ۱۳۸۷ اردیبهشت ۳۰, دوشنبه

افشاگری های وسیع از تخلف انتخاباتی در آباده

جو عمومی شهرستان آباده و خرمبید در پی تخلفات متعدد انتخاباتی علیه نماینده فعلی این شهرستان در مجلس شورای اسلامی ملتهب گزارش شده است.
در روزهای اخیر افشاگری وسیعی از سوی منابع آگاه پیرامون حمایت‌های مالی و غیر قانونی یک موسسه توانبخشی -که خود را با یک مقام عالی‌رتبه مرتبط می‌داند- از رقیب انتخاباتی نماینده فعلی منطقه و همین طور چشم پوشی تخلفات و تقلب ها از سوی فرمانداری، صورت گرفته است.
برپایه این گزارش ها تأکید محمود محمدی و نامه نگاری های او به مقامات برای استیفای حقوق مردم منطقه از موسسه توانبخشی که امتیاز بهره برداری از معادن سنگ مرمر این منطقه را در اختیار دارد موجب شده است که مسئولین این موسسه صدها میلیون تومان به نفع رقیب انتخاباتی او هزینه کنند و به خرید آرای مردم بپردازند.
در شاخه ی دیگری از این افشاگری ها اعلام شده که بسیاری از نمایندگان فرمانداری آباده نیز با این پروژه همراه بوده و به تخلفات انتخاباتی از جمله عدم مهر کردن شناسنامه واکنش نشان نداده و آن را گزارش نکرده اند.
یک منبع آگاه در فرمانداری آباده اعلام کرده در حالی که میزان مشارکت در شهرهای آباده و خرمبید پایگاه های اصلی محمود محمدی حدود 30 درصد در دور دوم کاهش داشته اما این رقم در بوانات، پایگاه اصلی رقیب محمدی حتی یک درصد نیز کاهش نشان نمی دهد.
به گفته این منبع آگاه دلیل این علت رأی‌سازی در بوانات به طرق مختلف بوده است.
وی همچنین اعلام کرده رقیب محمدی در دور اول از دو شهرستان آباده و خرمبید کمتر از 500 رأی کسب کرده اما در دور دوم بیش از 15 هزار رأی داشته که به طور جدی مورد سوال است.
این منبع آگاه با اشاره به مشخص شدن برخی تخلفات در شمارش مجدد آرای چند صندوق در بوانات از سوی بازرسان به شورای نگهبان تصریح کرد: «واقعیت این است که نماینده فعلی آباده قربانی انجام وظیفه‌ی نمایندگی خود شده و متأسفانه بدعت خطرناکی در حال شکل گیری است چون موسسه‌ای که با استفاده از نام یک فقیه مشهور مرتکب تضییع حقوق عمومی شده هم اینک در تأیید نماینده مردم این منطقه نیز دخالت غیرقانونی می‌کند.»
وی افزود: «متأسفانه این تخلفات و تقلب ها با آگاهی بسیاری از مسئولین فرمانداری صورت گرفته و نمایندگان فرمانداری در صندوق ها وقوع تخلفات را گزارش نکرده اند.»

ه‍.ش. ۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۴, سه‌شنبه

شورای نگهبان در آزمون انتخابات آباده

انتخابات در آباده، خرمبید و بوانات موضوع اصلی گفت و گوهای مردم شده است در چند روز اخیر در هر جمعی که حضور داشتم چه کاسب ها و چه دانشجوها و چه سایر مردم، همه از وقوع یک شگفتی بزرگ در انتخابات مجلس حرف زده اند. با وجود آن که مردم نسبت به این وضعیت معترض هستند و احساس می کنند که با رأی و بالاتر از آن با حق قانونی و مسلم آن ها (همانطور که انرژی هسته ای حق مسلم ماست) بازی شده است اما در عین حال منتظر یک اتفاق مهمی هستند. در گفت و گو با دوستانم و همینطور با مردم در خیابان، تاکسی، بازار و... به این نتیجه رسیده ام که مردم آباده احساس می کنند تخلف و تقلب در انتخابات به حدی بوده است که حتی شورای غیرنگهبان هم نمی تواند چشم به آن ببندد چه برسد به شواری نگهبان که باید حافظ قانون اساسی و حقوق مردم باشد. نکته جالبی که من در این باره می توانم بگویم این است که تخلفات به ضرر نماینده ای بوده که به شدت به دنبال استیفای حقوق قانونی مردم از معادن سنگ مرمر این منطقه بوده است.
خب حالا اگر شورای نگهبان به سادگی از کنار این موضوع بگذرد آیا مردم این منطقه نمی پرسند که آن ها نگهبان چی هستند؟ به نظرم آقایان شورای نگهبان نه می توانند و نه وظیفه شرعی و قانونی آن ها اجازه می دهد که چشم بر تحریف عنوان نمایندگی ببندند و ناخواسته موجب بدگمانی مردم به مسأله انتخابات شوند.
من از دوستانم شنیدم که به برخی از آن ها در حوزه های رأی گیری هم پیشنهاد پول شده و هم این که اجازه یافته اند بیش از یک بار رأی بدهند البته ویژگی مشترک این حوزه ها آن بوده که مسولین اش علیه نماینده فعلی آباده موضع داشته اند. در این چند سالی که در انتخابات شرکت کرده ام هیچ وقت وضعیت را اینگونه ندیده ام و هیچ وقت ندیده ام که مردم اینگونه منتظر اعلام نظر شورای نگهبان در باره انتخابات باشند. فقط امیدوارم کسانی که در تهران نشسته اند و می خواهند نتیجه این انتخابات پرحاشیه را بررسی کنند بدانند که این روزها در بین مردم شایعه شده که یکی از چهره های سرشناس مرتبط با این شورا با کاندیدایی که می گویند تخلف وسیعی به نفع او شده از طریق موسسه ای که حق مردم این منطقه را در روز روشن می خورد و بالاتر از آن علیه نماینده آن ها که خواهان قطع این وضعیت بوده توطئه می کند، ارتباطاتی دارد . خدا کند راست نباشد اما شنیدم پول هنگفتی برای شکست دادن محمدی خرج کرده اند. نمی توانم رقم اش را بگویم چون باورتان نمی شود فقط بدانید که صحبت از 400-500 میلیون تومان است.
خب با این حساب شورای نگهبان اگر دامن خود را از این شائبه ها پاک نکند فردای روز قیامت در قبال این مردم چه پاسخی خواهند داشت.

سازمان میراث فرهنگی ایران هم خلیج فارس را خلیج عربی نامید

در كتاب مجموعه مقالات همايش باستان‌شناسي حوزه هليل، جيرفت در برخي از نقشه‌ها و مطالب از عنوان جعلي «خليج عربي» به جاي «خليج فارس» به كار رفته است.
مهندس صميمي، فعال حوزه ميراث فرهنگي، با بيان اين مطلب به خبرنگار «تابناك» گفت: در حالي كه دستگاه ديپلماسي كشور و نخبگان، در حال اعتراض به تحريفات تاريخي و جعل نام خليج فارس هستند، سازمان ميراث فرهنگي، اقدام به چاپ مجموعه مقالات همايش باستان‌شناسي حوزه هليل، جيرفت كرده كه در چندين نقشه چاپ شده در آن، عبارت مجعول خليج عربي (Arabian Gulf) به جاي خليج فارس (Persian Gulf) و از نام «Arabian Sea» به جاي نام تاريخي «Oman Sea» به كار برده شده است.
وي مدعي شد: يكي از اين نقشه‌ها، توسط «كوهل» آمريكايي تهيه شده و با وقاحت از عنوان خليج عربي و درياي عرب به جاي نام واقعي آنها استفاده شده است. جالب آن كه دبير همايش مذكور در مقدمه كتاب با تمجيد از نقش وي اشاره كرده كه وي و «كارلووسكي» به دلايل سياسي ميان دولت ايران و آمريكا از فرودگاه مهرآباد بازگردانده شده‌اند. اين تجليل يا اشاره در مقدمه كتاب چه توجيهي دارد؟
صميمي در ادامه افزود: در صفحه 308 اين كتاب در مقاله «ماسيمو و يداله» در تصوير نقشه ايران از نام جعلي خليج عربي استفاده شده و در صفحه 395 در ادامه مقاله «مياشيي كازانووا» به جاي « Persian Gulf» تنها نوشته شده است: Gulf و به جاي Oman Sea نوشته شده است: «Arabian Sea». همچنين در نقشه صفحه 416 اين كتاب، «فيليپ كوهل» ‌از نام‌هاي مخدوش «Arabian Gulf » و «Arabian Sea» بهره برده است.
اين كارشناس ميراث فرهنگي با انتقاد از عملكرد وزارت ارشاد گفت: كتاب مذكور با قيمت ده هزار تومان، چاپ و در بين مدعوين توزيع شد؛ هرچند پس از اين‌كه به اشتباه پي برده شد، درصدد جمع‌آوري سريع اين كتاب برآمدند، ولي اين خبر به گونه‌اي در خارج از كشور پخش شده است كه هم‌اكنون يكي از كشورهاي عربي منطقه، حاضر است ميليون‌ها دلار براي به دست آوردن آن هزينه كند.
صميمي ادامه داد: اينك اين پرسش به واقع براي قشر گسترده‌اي از فعالان فرهنگي، اساتيد و دانشمندان باستان‌شناسي كشور و همچنين تحليلگران و صاحبنظران مسائل فرهنگي و اجتماعي مطرح است كه آيا در ميان كابينه هفتاد ميليوني، يك نفر متخصص و متعهد وجود ندارد كه در ميان مديران ارشد سازمان ميراث فرهنگي و يا وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي قرار گيرد تا در كمترين انتظار مردم، دست‌كم يك بار كتابي را كه با مقدمه معاون سازمان و تحت مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي چاپ مي‌شود، پيش از چاپ بخوانند؟
صميمي با تأكيد بر غيرسياسي بودن مطالب خود اشاره كرد: لبّ انتظار مسئولان عالي‌رتبه نظام عدالت‌طلبي است. به همين دليل از رسانه‌ها مي‌خواهيم در برابر اين‌گونه اقدامات كه در تقابل مستقيم با منافع ملي و هويت ملي سرزمينمان ايران است، سكوت نكنند و مسئله را براي اداي دين ملي و شرعي خود جداي از جبهه‌بندي‌هاي سياسي با جديت دنبال كنند.